نیکی ره رستگاری

[ سه شنبه دوم آذر 1395 ] [ 18:59 ] [ سادات موسوی ]

مهرباني

[ یکشنبه اول شهریور 1394 ] [ 18:38 ] [ سادات موسوی ]

پند روزگار

[ یکشنبه اول شهریور 1394 ] [ 18:34 ] [ سادات موسوی ]

خواهران ارازل

دود قلیان خواهران اراذل کمتر از برادران لات سبیل در رفته نیست

امروزه دود قلیان این خواهران اراذل و اوباش کمتر از دود قلیان برادران لات سبیل در رفته نیست. دعوا طلبی، خشونت و قساوت قلبی ایشان هم وقتی پایش بیفتد حیرت انگیز است و ...
اما عجیب است که با اینهمه آزادی که دارند هیچ گاه به اندازه یک دختر روستایی که در سنین پایین، طبق رسم و سنت جامعه خود ازدواج می کند و سرگرم بچه داری و خانه داری می شود، خوشبخت و آرام نیستند.خنده های بلند و چهره غرق به آرایش و تیپهای عجیب و غریبشان دیگر آنقدرها فریبنده نیست که بتواند تشویش خاطر ،افسردگی و احساس بدبختی اینها را پنهان کند.

این اوباش و اراذل لطیف و عجیب الظاهر، از دنیای مردها، خشونت و بی پروایی در ابتذال را گرفته اند و از دنیای زنانه خودشان هم تنها طنازی و جلوه گری را حفظ کرده اند. در حقیقت نه نجابت، عاطفه و لطافتهای اخلاقی زنان را دارند که یک مرد را برای یک عمر نسبت به خود متعهد و دلسوز در نقش همسری نگه دارند و نه استغناء و قدرت مردها را دارند که به توجه، حمایت و رسیدگی جنس مخالف نیاز نداشته باشند. اینها هم از زنان کمترند و هم از مردها که همیشه سعی در رقابت با آنها را دارند عقب مانده اند.
اغلب مردهایی که با این دسته از خواهران اوباش و اراذل وقت خود را به تفریح سپری می کنند، اگر (با وجود اینهمه بدبینی که از رفتار همین زنان نسبت به کل زنان پیدا کرده اند)حاضر شوند تن به ازدواج دهند دنبال زنی نجیب از طایفه ی زنان عفیف و دست نخورده اند. زیرا مردها بیشتر از آنکه شیفته طنازیهای زنانه باشند شیفته رقت قلب و لطافتهای اخلاقی زنانند که برایشان آرامش به ارمغان بیاورد و طعم خوش سرپرستی و دلسوزی و شفقت برای خانواده را به آنها بچشاند.


اما این دردسرها وقتی پیدا شد که برای احیای حقوق زنان، حمایتها و مراقبتها را کم کردیم و به جای سرمه کشیدن در چشمشان کورشان کردیم. مادرهایی که دخترانشان را اینگونه تربیت کردند به خیال خود آنها را برای آزاد بودن و رهایی از زیر ظلم مردان مجهز به قوای لازم می کنند حال آنکه هنرهای لازم برای شاد و خوشبخت زیستن را از آنها دریغ کردند و تنها از دنیای مردها بدبختی هایشان را به زندگی دختران خود اضافه کردند نه توانمندیها و استعدادهایشان را، چرا که این چیزها انتقال دادنی نبود.


موضوعات مرتبط: اجتماعي

ادامه مطلب

[ دوشنبه هجدهم اسفند 1393 ] [ 10:10 ] [ سادات موسوی ]

آلزايمر

خطرناکترین الزایمر‌ دنیا

چکیده: یکی از مهمترین و خطرناکترین بیماریهایی که نوع بشر به آن گرفتار می‌شوند. بیماری فراموشی و از یاد بردن مهمترین و زیباترین شاخص‌های زندگی الهی و انسانی است. بیماری فراموشی بیماری فوق خطرناکی است که ارتباط مستقمی با روح و روان انسانها دارد.
درمان خطرناک ترین الزایمر

رهروان ولایت ـ یکی از مهمترین و خطرناکترین بیماریهایی که نوع بشر به آن گرفتار می‌شوند٬ بیماری فراموشی و از یاد بردن مهمترین و زیباترین شاخص‌های زندگی الهی وانسانی است. بیماری فراموشی بیماری فوق خطرناکی است که ارتباط مستقمی با روح و روان انسانها دارد. هرچند ما انسانها نوعاً در برابر بیماریهای مرتبط با جسم واکنش و عکس العمل سریع از خود نشان می‌دهیم ولی در برای بیماری‌های روحی کمترین رویکرد درمانی از خود بروز نمی‌دهیم. اگر آنقدر که بعضی افراد به موضوعاتی همچون ظاهر زیبا توجه داشتند به روح و زیباییهای آن نیز توجه می‌نمودند دنیا و آخرت آنها رنگ و بوی الهی به خود می‌گرفت. و روی سعادت را به خود می‌دیدند.

خدافراموشی

بدترین نوع نسیان، فراموش کردن خدای متعال است. این قسم از فراموشی از خطرناکترین انواع فراموشی به شمار می‌آید؛ چرا که که سر منشأ همه گرفتاریها و سقوط در تباهی‌هاست. این چنین انسان که به خدای متعال باور و توجهی ندارد برای نیل به خواسته های شیطانی و شهوانی خود به هر کار دست خواهد زد.

علت و منشأ خدا فراموشی در زندگی مدرن

وقتی که در چرایی و منشأ این قسم از فراموشی توجه شود، میتوان علت و اساس این بیماری را این چنین معرفی کرد.

1-رفاه زندگی و راحت طلبی افراطی

با دقت و مطالعه درآیات نورانی کلام الله مجید می‌توان رفاه خواهی و راحت طلبی افراطی از جمله عوامل فراموشی خدای متعال و زندگی سعادتمند معرفی کرد. نوعاً کسانی که تمام فکر و اندیشه‌ی آنها رسیدن به لذات دنیایی است خواسته و یا ناخواسته بسیاری از اموری که با روح و روان آنها ارتباط مستقیم دارد را به ورطه فراموشی خواهند سپرد.

«وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ ضُرٌّ دَعا رَبَّهُ مُنيباً إِلَيْهِ ثُمَّ إِذا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِيَ ما كانَ يَدْعُوا إِلَيْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلَّهِ أَنْداداً لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِكُفْرِكَ قَليلاً إِنَّكَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ؛ [زمر/8] هنگامى كه انسان را زيانى رسد، پروردگار خود را مى‏‌خواند و بسوى او باز مى گردد امّا هنگامى كه نعمتى از خود به او عطا كند، آنچه را به خاطر آن قبلًا خدا را مى‌خواند از ياد مى‏برد و براى خداوند همتايانى قرار مى‌‏دهد تا مردم را از راه او منحرف سازد بگو: «چند روزى از كفرت بهره‏‌گير كه از دوزخيانى!.»

اموال و دارایی

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ؛[منافقون/9] اى كسانى كه ايمان آورده‏‌ايد! اموال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نكند! و كسانى كه چنين كنند، زيانكارانند».

2- شیطان عامل کمکی در فراموشی خدا

از جمله مهمترین عوامل مؤثری که فرهنگ قرآن برای فراموشی خدای متعال ذکر می‌نماید، شیطان است. خدای متعال در آیات متعددی شیطان را یکی از علل فراموش کاری انسان در خصوص خدا باوری معرفی می‌فرماید:

«اسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ أُولئِكَ حِزْبُ الشَّيْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ؛ [مجادله/19] شيطان بر آنان مسلّط شده و ياد خدا را از خاطر آنها برده آنان حزب شيطانند! بدانيد حزب شيطان زيانكارانند!».

گناه و معصیت

گناه و معصیت با توجه به خاصیت مسموم و و زهر آلودی که بر روی روح و روان انسان دارد؛ انسان را از آنچه از قبل به آن باور داشته را غافل می‌نماید: «ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِؤُون؛[ الروم /10] سپس عاقبت آن کسان که مرتکب کارهای بد شدند ناگوارتر بود زيرا اينان آيات خدا را دروغ انگاشتند و آنها را به مسخره گرفتند.»

عاقبت فراموشی خدا در زندگی:

سنت استدراج:

«فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ [انعام/44] (آرى،) هنگامى كه (اندرزها سودى نبخشيد، و) آنچه را به آنها يادآورى شده بود فراموش كردند، درهاى همه چيز (از نعمتها) را به روى آنها گشوديم تا (كاملا) خوشحال شدند (و دل به آن بستند) ناگهان آنها را گرفتيم (و سخت مجازات كرديم) در اين هنگام، همگى مأيوس شدند (و درهاى اميد به روى آنها بسته شد).»

زندگی سخت و غیر قابل تحمل

یکی از پیامدهای فراموشی خدای متعال در زندگی دنیایی محرومیت از رحمات و الطاف الهی است. وقت که انسان در زندگی خود صاحب نعمت را فراموش نماید نباید انتظار یاری و کمکی از او داشته باشد.«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏ [طه/124]و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مى‏كنيم!»

عذاب الهی

«فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ أَنْجَيْنَا الَّذينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذينَ ظَلَمُوا بِعَذابٍ بَئيسٍ بِما كانُوا يَفْسُقُونَ؛[اعراف/165] امّا هنگامى كه تذكراتى را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند، (لحظه عذاب فرا رسيد و) نهى كنندگان از بدى را رهايى بخشيديم و كسانى را كه ستم كردند، بخاطر نافرمانيشان به عذاب شديدى گرفتار ساختيم.»

همراهی شیطان

یکی از بدترین و سخترین پیامدهای فراموشی خدا در زندگی همراهی و دوستی با بدترین موجودات عالم هستی است همراهی و دوستی بسیار دردناکی که موجب گرفتار شدن در عذابهای فوق طاقت می‌شود.«وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرينٌ؛ [زخرف/36] و هر كس از ياد خدا روى‏گردان شود شيطان را به سراغ او مي‌فرستيم پس همواره قرين اوست »

کوری باطن در دنیا و آخرت

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْري فَإِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى‏ [طه/124]و هر كس از ياد من روى گردان شود، زندگى (سخت و) تنگى خواهد داشت و روز قيامت، او را نابينا محشور مى‏كنيم!»

همچنین در متون روایی٬ از امام علی علیه اسلام روایت بسیار زیبایی در خصوص پیامدهای فراموش خدای متعال بیان شده است:« مَنْ نَسِيَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَنْسَاهُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ أَعْمَى قَلْبَه؛[1]هر كه فراموش كند خداى سبحانه را فراموش او گرداند خدا نفس او را و كور گرداند دل او را‏»

سخن آخر

بیماری مهلک فراموشی خدای متعال از جمله بیماری‌های روحی است که تبعات جبران ناپذیری را در دنیا و آخرت برای انسان به دنبال دارد. با دقت و تأمل در آموزه‌های قرآنی به خوبی می‌توان علت و منشأ این بیماری را در موارد زیادی در رفاه طلبی و دلبستگی افراطی به دنیا و غرق شدن در گناه و معصیت و گرفتار شدن در دام حربه‌های ابلیس نابکار دانست.

____________________________

[1].تصنيف غرر الحكم و درر الكلم؛ ص190،ح

[ چهارشنبه سیزدهم اسفند 1393 ] [ 20:54 ] [ سادات موسوی ]

نظم


 

آموزش نظم به فرزندان

نظم و ترتیب از امور بسیار مهم در زندگی فردی و اجتماعی است و باید آن را از سنین سه یا چهار سالگی به کودکان آموزش داد. نظم و انضباط باید هم در رفتارهای کودک، تحصیل و کارهای روزمره او وجود داشته باشد و هم در فکر و اندیشه و احساسات و عواطف او.

* روشهای مختلف خانوادهها برای عادتدادن کودک به انضباط

در برخی خانوادهها کودکان تحت اوامر سخت و انضباط شدید هستند. برخی دیگر روش تربیتی مورد نظر خود را با شک و تردید به کار میبرند. برخی خانوادهها به کودکشان آزادی مطلق میدهند. عدهای از والدین و مربیان هم روش اعتدال را پیش میگیرند و با توجه به شخصیت و تواناییهای کودک به برخی از خواستههای او جواب مثبت و به برخی دیگر جواب منفی میدهند.

* علل مختلف عدم موفقیت والدین در اجرای نظم

- ضعف روش تربیتی و آموزشندادن به کودک

- ضعف مقررات انضباطی در خانه

- واگذاری مسئولیت سنگینتر از توانایی کودک

- الگوی نامناسب: والدین بیانضباط، الگوی نامناسبی برای کودک خواهند بود.

- گاهی والدین بدون آنکه به علت و انگیزه کودک توجه کنند، از اعمال نامعقول او جلوگیری میکنند و هرگز در پی یافتن علل برنمیآیند. اغلب خانوادهها مقررات خود را با عصبانیت و تهدید و مشاجره به کودک یادآور میشوند و برای برقراری نظم از روش اعمال زور استفاده میکنند. بعضی از والدین، زمانی که کودک هنوز از نظر جسمی و روحی آمادگی پذیرش بعضی از محدودیتها و تعهدات در رعایت برخی قوانین را نیافته، مقررات انضباطی خود را بر او حکم فرما میسازند.

- عدهای از والدین از عواطف و احساسات کودک برای برقراری نظم سوءاستفاده میکنند.

- برخی والدین کودک را توجیهکننده دوام زندگی زناشویی خود یا علتی برای ادامه حیات خود میدانند و سعی دارند کاری نکنند که محبت او را از دست بدهند و جرأت ندارند چیزی را از کودک دریغ کنند.

* تأثیرات بینظمی در زندگی کودک

کودک نامنظم، غالباً در سازگاری با محیط کندتر از کودکان دیگر است. عصبانی و زودرنج است و در انجام هر کاری سست و بیاراده است و کارها را نیمهکاره رها میکند و اغلب عجول و هیجانی است. نکاتی که باید در برقراری نظم و تربیت رعایت شود:

- مقررات را طوری برقرار کنید که احترام شما و کودکتان، هر دو محفوظ بماند.

- مقررات یا محدودیتی که برقرار میکنید نباید به خاطر هوس یا دلخواه شما باشد، بلکه باید مبتنی بر اصول تربیتی و سازنده شخصیت کودک باشد.

- مقررات را نباید توأم با خشم و غضب و تهدید وضع کنید.

- کودک را باید در رعایت قوانین، چه از لحاظ عاطفی چه از لحاظ احساسی و رفتاری، یاری کنید.

- اگر کودکتان با مقرارتی که وضع کردهاید مخالفت کرد، تعجب نکنید و او را تنبیه ننمایید.

- مقررات باید ساده و قابل فهم، منطقی و قابل اجرا، سازگار با اخلاق و دیانت و شرایط اجتماعی باشد و با لحن آرام، یکنواخت، دوستانه و در عین حال محکم صادر شود و کودکان از سنین اولیه کودکی، با این لحن و دریافت دستور و اجرای آنها از روی میل مأنوس شوند.

- در برقراری نظم و تعیین قوانین انضباطی حتماً باید مراحل رشد کودک، تواناییهای جسمانی و روانی و نیازهای او را در نظر بگیرید.

- همیشه باید در اجرای انضباط، علاقه و محبت خود را به کودک نشان دهید و او را از محبت سیراب کنید.

- مقرررات نباید با فریاد و یا التماس همراه باشد.

- نباید با دستورات دیگر شما و یا همسرتان منافات داشته باشد.

- در وضع مقررات انضباطی باید حتماً شرایط و موقعیت کودک را در نظر بگیرید.

گاهی والدین به دلایلی لازم است رفتار نادرست کودک را نادیده بگیرند، این دلایل عبارتند از:

الف) هنگامی که کودک تازه شروع به یادگیری کرده است، در صورت سرزدن اشتباه و نقض دستور، والدین نباید عکسالعمل شدیدی نشان دهند.

ب) هنگامی که خانواده یا کودک در شرایط خاصی (نظیر رخدادن حوادث مختلف، بیماری، نقل مکان و جدایی از دوستان و وقوع مرگ یا طلاق در خانواده) قرار دارد، در اعمال محدودیت، باید گذشت داشته باشید و این گذشت، تا زمانی که موقعیت و شرایط خاص وجود دارد ادامه یابد.

* روش صحیح برقراری نظم

- روش استدلالآوردن و منطق: در این روش باید علت مقررات را برای کودک توضیح دهید. معمولاً این روش برای نوجوانان مؤثرتر است.

- والدین توقع و انتظارات خود را از کودک با میزان تواناییها و ضعفهای او تطبیق دهند.

* توصیههای عملی

برای عادتدادن خردسالان به نظم، باید دو چیز را کاملاً به آنها تفهیم کرد:

الف) چه رفتاری ناپسند است.

ب) چه رفتاری پسندیده است و میتوان آن را جانشین رفتار ناپسند کرد.

- مقررات انضباطی باید قاطعانه وضع شوند. مقرراتی که با شک و تردید و بیتجربگی وضع شود، در کودک مقاومت ایجاد میکند و بین او و شما حالت مبارزه پدید میآید.

- هنگام برقراری نظم برای کودک خردسال هرگز به او دستور ندهید، بلکه تقاضایتان را به صورت پیشنهاد با او مطرح کنید، اگر کودک از شما چیزی خواست و شما ناچار بودید او را از آن محروم کنید، لااقل آرزویش را محترم بشمارید و بهتر است در این مورد با او همدردی کنید. برای کودکان بزرگتر، قوانین را طوری مطرح کنید که به او برنخورد. خیلی مختصر بیان شود و اشاره به شخص کودک نباشد. مثل: «شبهای غیر تعطیل بازی با کامپیوتر ممنوع» به جای «شبهایی که درس داری، حق نداری با کامپیوتر بازی کنی».

- قبل از رفتن به مدرسه بهتر است زمان کار کودک دقیقاً تنظیم شود، اوقات معین و ثابتی برای غذا، بازی و گردش باید وجود داشته باشد. به کودک یاد داده شود صدای خود را کنترل کند. فریادزدن و جیغکشیدن بیشتر نشاندهنده اعصاب ناسالم کودک است تا نیاز جسمانی او.

* در مقابل سرپیچی کودکان از قوانین چه باید کرد؟

نقش خود را در مقام فرد بزرگسال و مهربان ولی جدی ایفا کنید. عکسالعملتان توأم با مشاجره نباشد. کودک را در موقعیتی قرار ندهید که درباره ناصحیحبودن مقررات وضعشده با شما بحث کند. کودکی که برخلاف مقررات عمل کند عصبی و دچار هیجان میشود و شما نباید سبب تشدید هیجان کودک شوید. هرگز با او زورآزمایی نکنید. باید بر علاقه کودک به آن کار و علت مخالفتتان تأکید کنید. در مورد خردسالان عملکردن بیشتر از سخنگفتن مؤثر است.

تبیان

[ شنبه چهارم بهمن 1393 ] [ 8:11 ] [ سادات موسوی ]

ابوكميل

[ یکشنبه سی ام آذر 1393 ] [ 16:27 ] [ سادات موسوی ]

اسرار زنان

آنچه مردان باید درباره زنان بدانند

هنگامی‌که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد، در عرش سیر خواهد کرد...

• یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد. به زبان آوردن دوستت دارم موجب می‌شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند

• یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار، عشق می‌ورزد

• زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می‌کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می‌دارد، به آن زن اجازه می‌دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است

• یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود

• پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد، به احساس عشق، نوازش و ملاطفت نیاز دارد

 

[ دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393 ] [ 14:42 ] [ سادات موسوی ]

رازهای مردان

رازهای مردانه
1 - در نظر داشته باشید مردها طوری با شما رفتار می كنند كه خودتان به آنها اجازه می دهید، سعی کنید، تماس های مکرر با همسر خود را فراموش كنید ، همیشه در دسترس بودن خانم ها خوب نیست.
2 - بسیاری از زنان فکر می کنند که برای اینکه مردی عاشقشان شود باید مانند یک سوپرمدل باشند. اما واقعا اینگونه نیست اگر چه به زیبایی بهای بسیاری می دهند اما اصلا آن چیزی نیست که زنان انتظارش را دارند. مردان انتظار ندارند که زنان شان مانند زنان و مانکن های مجلات باشند.

 

[ یکشنبه بیست و سوم آذر 1393 ] [ 14:54 ] [ سادات موسوی ]

كربلا

 

السلام عليك يا ابا عبد الله و علي الارواح التي حلت بفناءك

[ یکشنبه بیست و سوم آذر 1393 ] [ 8:22 ] [ سادات موسوی ]