جملاتي كه نبايد به بچه ها گفت.

جملاتي که نبايد به کودکان گفت!

 والدين گاهي كلمات و جمله‌هايي در رابطه با بچه‌ها به كار مي‌برند که مي‌توانند زيان‌هاي جبران‌ناپذيري بر روح و روان آن‌ها داشته باشند.


 


والدين گاهي كلمات و جملههايي در رابطه با بچهها به كار ميبرند که ميتوانند زيانهاي جبرانناپذيري بر روح و روان آنها داشته باشند. به همين دليل است كه روانشناسان كودك معتقدند ميتوان به جاي استفاده از برخي كلمات و جملات تند، عبارتهاي ديگري را كه اثر مخربي روي روحيه كودك ندارند، به كار برد.

واقعاً بچه غير قابل تحملی شدهای

در هر شرايطي درست نيست كه به کودکمان بگويم ديگر نميتوانيم او را تحمل كنيم. در اين موارد بهتر است بگوييم: من ديگر نميتوانم اين كار تو را تحمل كنم، يا فقط بگوييم: كافيه! ديگه بسه! درواقع بهتر است به جاي اينكه شخصيت كودك را مورد خطاب قرار دهيم، كار و رفتاري را كه از او سر زده است، مدنظر قرار دهيم.

از خواهرت ياد بگير

مقايسه يک کودک با خواهر يا برادر حتي کودک همسن و سالش يا مثالزدن آنها، آتش حسادت و نفرت را بين فرزندان بر ميافروزد. در اين موارد بهتر است بگوييم «كمي بيشتر سعي كن»، يا بگوييم «اگر اتاقت را مرتب كني، به مامان كمك كردي.» با اين عبارت بدون اينكه مقايسهاي كرده باشيم، به او ميفهمانيم كه چه انتظاري از او داريم.

تو هميشه همينطوری

«هميشه» و «هيچوقت» كلمههايي هستند كه به كاربردن آنها در مورد کودکان درست نيست. اين كلمات به كودك اين موضوع را القا ميكند كه هيچ شانسي براي تغيير دادن خود ندارد. اين برچسبزدنها باعث ميشود كه كودك خود را به همان شكل بپذيرد و هيچ تلاشي براي بهبود رفتار خود انجام ندهد. در اين موارد بهتر است بگوييم: تو قول داده بودي كه مواظب اسباببازيهايت باشي... مطمئن هستم كه آنها را ديگر خراب نميكني.

از دست تو ذله شدم

اگر اين عبارت را در مورد فرزندمان زياد به كار ببريم، او احساس پذيرفتهنشدن و طردشدن توسط خانواده را پيدا ميكند و اين براي او بيشتر از آنچه فكرش را بكنيد غمانگيز خواهد بود. اگر فرزندتان شما را تا اين حد عصباني ميکند، نگاهي به كارهاي خوتان بيندازيد. واقعاً به غير از خود ما چه كسي مسبب اين بدرفتاريهاي اوست؟ در اين موارد بهتر است بگوييم خسته شدم. اين جمله همان معني عبارت بالا را ميدهد با اين تفاوت كه فرزند خود را نشانه نرفتهايم.

اگر بچه خوبي نباشي، گرگه مياد ميبردت

تأثير مخرب اين جمله، ترس و وحشت در كودك از گرگ خيالي است و ممكن است سبب خواب آشفته يا شبادراري در کودک شود. تأثير بد ديگر اين تهديد، اين است كه وعدهها يا احياناً تهديدهاي ما بايد هميشه قابل دسترس باشد. مثلاً اگر شما كودك را تهديد كرديد و او باز هم به حرف شما گوش نداد، از كجا مي‌‌‌خواهيد گرگ بياوريد؟! در اين موارد بهتر است بگوييد: «اگر دست از اين كارت برنداري، ممكن است تنبيه شوي.»

ديگه دوستت ندارم

گفتن اينكه ديگر دوستت ندارم، يا حتي «مگر ميخواهي ناراحتم کني، يا دلم را بشکني، يا اذيتم کني» بچههاي شيطان را عصبيتر و خرابكارتر ميکند. او حس ميكند با جمله «تو چقدر بدجنسي» يا «تو داري من را ديوانه ميکني» محكوم يا طرد شده است. در اين موارد بهتر است بگوييم: «كاري كه تو كردي، کار درستي نبود. اين كارت را اصلاً دوست ندارم.» در اين روش اين كودك نيست كه محكوم ميشود، بلكه رفتار اوست که مورد سرزنش قرار ميگيرد.

اینکه ترس نداره

با گفتن اين جمله كه «اين ترس ندارد»، شما داريد ترس كودك و در واقع احساس او را بياهميت جلوه ميدهيد. هنگامي که كودك شما بدون توجه به احساسات پدر و مادر، معصومانه ترس خود را اعتراف ميکند، اگر تنها حاميان او بگويند «اينكه ترس ندارد»، او بيشتر سردرگم شده و در آينده از اينكه به احساسات خود اعتماد كند يا آن را به زبان بياورد، دچار شك و ترديد ميشود. در اين موارد بهتر است بگوييم «نگران نباش، من پيش تو هستم و كمكت ميكنم. من هم وقتي بچه بودم از اين چيزها ميترسيدم، اما حالا ديگه نميترسم.»

اینکه درد نداره

قطعاً براي کودک شما هم پيش آمده که وقتي ميافتد يا به جايي برخورد ميکند و دردش ميآيد، شروع به گريهکردن ميکند. گريهکردن کودکان هنگام زمينخوردن و درد گرفتن بخشي از بدن آنها، واکنش بسيار طبيعي است. کودک با گريهکردن احساس درد خود را بيان ميکند و به ما نشان ميدهد که نياز به حمايت دارد، بنابراين نبايد در اين زمان به کودک خود بگوييد که «گريه نکن، اينکه درد ندارد، يا عبارتي مثل تو پسري و پسرها که گريه نميکنن». با اينگونه برخوردها به کودک القا ميکنيم که احساسات خود را براي ما بيان نکند و حس دوگانگي و درماندگي را به او القا ميکنيم.

[ یکشنبه بیست و هشتم دی 1393 ] [ 9:37 ] [ سادات موسوی ]

حكومت مهدوي

 

 

اساس و بنيان حرکت و نهضت حضرت مهدي(عج) آيا بر پايه معجزه است يا روندي عادي و طبيعي مانند انقلاب‌هاي ديگر جهان داد؟

  نهضت جهاني امام مهدي(عج) را به دوگونه مي‌توان تفسير کرد، الف: تفسيري اعجازآميز و مافوق طبيعي، ب: تفسيري عادي و در چارچوب قوانين طبيعت که از سوي خداوند، بر هستي حکم مي‌راند. بر اساس تفسير نخست که ...


 


نهضت جهاني امام مهدي(عج) را به دوگونه مي‌توان تفسير کرد، الف: تفسيري اعجازآميز و مافوق طبيعي،

ب: تفسيري عادي و در چارچوب قوانين طبيعت که از سوي خداوند، بر هستي حکم مي‌راند.

بر اساس تفسير نخست که گاه از آن، با عنوان "نظريه حصولي بودن ظهور" ياد مي‌شود، نهضت امام مهدي(عج) پديده‌اي است که با اراده مستقيم الهي و به کمک عوامل غيبي آغاز مي‌شود و به انجام مي‌رسد و اقبال و ادبار مردم و نيز توجه و تلاش يا غفلت و سستي آن‌ها، هيچ تأثيري در تقديم يا تأخير اين حادثه بزرگ ندارد. اما طبق ديدگاه دوم که با عنوان "نظريه تحصيلي بودن ظهور" شناخته مي‌شود، حرکت جهاني آن‌حضرت، روالي عادي و طبيعي دارد و از اين‌رو نيازمند فراهم شدن بسترها و شرايط، توسط توده مردم است.

از ميان اين دو ديدگاه، ديدگاه دوم، به طريق صواب، نزديک‌تر است، چرا که ديدگاه نخست، از اشکالات متعددي برخوردار است که در ادامه، پاره‌اي از آن‌ها را به اختصار خواهيم گفت:

1. اعتقاد به اعجازآميز بودن نهضت امام مهدي(عج) اعتقادي بر خلاف اصل و روال طبيعي است. اصولاً در جهان هستي که جهان اسباب و مسببات است، هيچ پديده عادي را نمي‌توان نشان کرد که بدون اسباب و علل عادي، تحقق يافته باشد، براي نمونه، براي سير شدن، بايد غذا ميل کرد و براي سيراب شدن بايد آب نوشيد. هم‌چنان که براي تحصيل يک گياه بايد دانه‌اش را کاشت و نهال آن را پرورش داد و آب و نور کافي را برايش فراهم کرد. اين توقع که گرسنگي و تشنگي، بدون خوردن غذا و نوشيدن آب، بر طرف شود يا بدون فراهم کردن شرايط رشد يک نهال، آن نهال به بار نشيند، توقع بي‌جايي است، چرا که به تعبير امام صادق(ع):

"أبي‌اللّه ان يجري الاشياء الا بأسبابها؛(1) خداوند، ابا دارد از اين‌که پديده‌ها را جز به واسطه اسباب، تحقق بخشد."

بر اين اساس، طبيعتاً نهضت امام مهدي(عج) نيز مشمول همين قانون خواهد بود و اگر کسي مدعي باشد که اين مهم، با دخالت عوامل فوق طبيعي و بدون فراهم شدن بسترهاي عادي، شکل خواهد گرفت، بايد بر مدعاي خود دليلي قاطع اقامه کند.

2. اين ديدگاه با محتواي پاره‌اي از آيات قرآن کريم نيز ناسازگار است، براي نمونه آيه شريف: "انّ‌اللّه لايغيّر ما بقومٍ حتّي يغيّروا ما بانفسهم"(2) به روشني تغيير سرنوشت جوامع را از رهگذر تحولاتي مي‌داند که مي‌بايست در درون آن جوامع شکل گيرد. به تعبير ديگر، سنت الهي بر اين است که سرنوشت جوامع، نه با دخالت عوامل غيبي و نامرئي، که بر اساس شايستگي و لياقت‌هاي خود آن‌ها رقم بخورد. تغييري که در آخرالزمان به دست امام مهدي(عج) در عالم انساني تحقق خواهد يافت نيز مصداقي از آيه مورد اشاره است؛ از اين‌رو، براي ايجاد چنين تحولي که از نظر وسعت و عمق، بي‌نظير است، نبايد منتظر دخالت عوامل فوق طبيعي نشست، بلکه مي‌بايست در توده مردم، زمينه چنين تحولي شکل بگيرد.

3. سومين اشکال ديدگاه نخست، اين است که: اگر ما به اعجازي بودن حرکت امام مهدي(عج) معتقد باشيم، براي اين سؤال اساسي که چرا غيبت آن حضرت، صدها سال به طول انجاميده است؟ پاسخي نخواهيم داشت، چون اگر بنا است کار آن بزرگوار، به وسيله اعجاز به سامان برسد، بسيار منطقي است که بپرسيم چرا اين اعجاز، صدها سال به تأخير افتاده است؟! حال که قرار نيست براي ساخته شدن دنيايي سرشار از خوبي‌ها و تهي از رنج‌ها و حرمان‌ها، در مردم تحولي به وجود آيد و به رشد و بلوغ برسند و اين مهم، تنها به يک اشاره خداوند توانا و به امدادهاي غيبي، شدني است، چرا اين اشاره خداوندي، قرن‌ها به تأخير افتاده است و از همان نخست کارها به سامان نرسيد؟!

ديدگاه دوم به سادگي به اين سؤال پاسخ مي‌دهد که اگر ظهور، فرايندي است عادي، براي تحققش نيز بايد مردم مهيا شوند و شرايط و زمينه‌هاي آن را فراهم کنند و چون تاکنون چنين نکرده‌اند، ظهور نيز به تأخير افتاده است.

از آن‌چه گذشت، روشن شد که ديدگاه درست، همان نظريه دوم است؛ البته تذکر اين نکته ضروري است که عادي دانستن نهضت امام مهدي(عج) به معناي نفي امدادهاي غيبي نيست، چرا که بي‌گمان، آن‌حضرت از آغاز تا سرانجام حرکت الهي خود، به وسيله امدادهاي ويژه الهي، تأييد و مساعدت خواهند شد و اين موضوع، از روايات متعددي به دست مي‌آيد. هم‌چنان که نهضت پيامبر گرامي اسلام(ص) نيز پديده‌اي کاملاً عادي و طبيعي به شمار مي‌رود؛ با وجود آن‌که دست غيبي خداوند، همواره ياريگر بود. در آيه 124 سوره آل‌عمران، آمده است: "...الن يکفيکم ان يمدّکم ربّکم بثلاثة آلافٍ من الملائکة منزلين؛ آيا اين شما را کفايت نمي‌کند که خدا، سه‌هزار فرشته به ياري شما فرو فرستد؟" لزوم تأييد حرکت‌هاي الهي، توسط امدادهاي غيبي و عوامل فوق طبيعي خود، يکي از قوانين حاکم بر هستي است. خداوند، اراده کرده است افراد يا اجتماعاتي را که با نياتي زلال در مسير کمال، گام بر مي‌دارند، در شرايط بحراني با نيروهاي پيدا و پنهان خود ياري کند، از اين‌رو نمي‌توان به استناد احاديثي که از تأييد شدن امام مهدي(عج) به وسيله فرشتگان و ساير نيروهاي فوق طبيعي سخن مي‌گويند، غيرعادي و معجزه‌آسا بودن نهضت آن حضرت را برداشت کرد؛ چرا که اين احاديث، ناظر به موارد خاصي و جزئي‌اند. تفاوت، بسيار است ميان اين که نهضت امام مهدي(عج) را از اساس معجزه‌گر تفسير کنيم يا اين‌که معتقد باشيم جريان انقلاب جهاني آن‌حضرت از روال عادي و طبيعي برخوردار است و امدادهاي غيبي در موارد خاص، آن‌را تأييد مي‌کنند.

[ شنبه بیست و هفتم دی 1393 ] [ 20:51 ] [ سادات موسوی ]

بد ترين مردم

معيار خوب و بد

 روز قيامت بدترين مردم در پيشگاه خداي عزوجل عالمي است که از علم خود سودي نمي‌برد.


 

 


پيامبر اکرم(ص):

 روز قيامت بدترين مردم در پيشگاه خداي عزوجل عالمي است که از علم خود سودي نميبرد. تنبيهالخواطر: 2/52

امام علي(ع):

 بدترين مردمان کسي است که عيبجوي ديگران باشد و عيبهاي خويش را نبيند. غررالحکم/5739

 بدترين مردم کسي است که خود را بهترين آنان بپندارد. غررالحکم/5701

امام صادق(ع):

 يکي از بدترين بندگان خدا کسي است که بر اثر بدزباني، کسي رغبت به همنشيني با او نميکند. کافي: 2/325/8

 بدترين مردان کسي است که زود به خشم ميآيد و دير خشنود ميشود. کنزالعمال: 43588

[ شنبه بیست و هفتم دی 1393 ] [ 20:47 ] [ سادات موسوی ]

به

بـه؛ میوه‌ای بهشتی و پرخاصیت

 

 

 بیشتر از 4000 سال است که درخت به، در آسیا و مدیترانه می‌روید. زمانی‌که چینی‌ها دارچین و ریواس و هندی‌ها نارگیل را برای تجارت می‌بردند، ایرانی‌ها (به‌خصوص اصفهانی‌ها) به، سیب و زعفران را به کشورهای دیگر می‌بردند. در کشورهای خاورمیانه میوه به، یک غذای معمول بود که به صورت خام و پخته خورده می‌شد.


 

 


بیشتر از 4000 سال است که درخت به، در آسیا و مدیترانه میروید. زمانیکه چینیها دارچین و ریواس و هندیها نارگیل را برای تجارت میبردند، ایرانیها (بهخصوص اصفهانیها) به، سیب و زعفران را به کشورهای دیگر میبردند. در کشورهای خاورمیانه میوه به، یک غذای معمول بود که به صورت خام و پخته خورده میشد.

اگر میوه به نرسیده باشد، آنرا در دمای اتاق قرار میدهند تا تمام میوه به رنگ زرد درآید و بو دار شود.

اگر میخواهید میوه به رسیده را چند روز نگه دارید، آنرا در یخچال قرار دهید، ولی کنار سیب یا گلابی نگذارید، زیرا ممکن است بوی خوش آن بر روی میوههای دیگر اثر بگذارد.

میوه به را به صورت آبپز و بخارپز تهیه کرده و به عنوان غذا یا دسر مصرف میکنند. به علت آنکه میوه به دارای خاصیت اسیدی است، در کشورهایی مثل آلمان و آفریقای جنوبی که غذاهای چرب بیشتر میخورند، شناخته شده است. اروپاییها بر این باورند که میوه به، به هضم گوشت کمک میکند، به همین دلیل با گوشتهای چرب، به سرو میشود.

٭ فواید خوردن به

تقویتکننده قلب، کبد و معده؛ مفید برای زخم معده؛ تحریککننده اشتها؛ نرمکننده سینه؛ ادرارآور؛ کمک به هضم غذا؛ جلوگیری از التهاب پلک و استراحت چشمان خسته (به این طریق که چند قاچ به تازه را روی محل درد قرار دهید)؛ از بین برنده بوی بد دهان؛ مفید برای کاهش وزن، به دلیل دارا بودن مقدار زیادی فیبر؛ کمک به پایین آوردن کلسترول خون؛ کمک به پایین آوردن فشار خون، به خاطر دارا بودن پتاسیم و... .

٭ خواص آب به

جلوی خونریزی را میگیرد؛ جلوی تهوع و استفراغ غیر ارادی را میگیرد؛ سردرد را برطرف میکند؛ از بین برنده تشنگی میباشد.

٭ خواص هسته میوه به (بهدانه)

برای درمان ذاتالریه، گلودرد، صدای گرفته و خشن مفید است؛ ضد تب؛ مفید برای اسهال؛ لعاب بهدانه برای ترمیم زخمها و سوختگی پوست در اثر آتش بسیار مفید است؛ جویدن بهدانه برای رفع کندی دندانها و تقویت نیروی جنسی در گرممزاجها مفید است.

[ شنبه بیست و هفتم دی 1393 ] [ 20:35 ] [ سادات موسوی ]

سالاد

سالاد کدو با سس ليمو و زنجبيل

مواد لازم:برای سالاد:کدو: ۱عدد هویج: ۱عدد کلم قرمز: یک‌چهارم برای سس:لیمو: آب یک عدد روغن زیتون: نصف قاشق غذاخوری سیر رنده‌شده: نصف قاشق غذاخوری زنجبیل رنده‌شده: نصف قاشق غذاخوری



 


مواد لازم:

برای سالاد:

کدو: ۱عدد

هویج: ۱عدد

کلم قرمز: یکچهارم

برای سس:

لیمو: آب یک عدد

روغن زیتون: نصف قاشق غذاخوری

سیر رندهشده: نصف قاشق غذاخوری

زنجبیل رندهشده: نصف قاشق غذاخوری

طرز تهیه:

1- سبزیجات را شسته و خرد کنید و در کاسه بریزید.

2- برای درستکردن سس همه مواد را در کاسه ریخته و با هم مخلوط کنید و روی سالاد بریزید و نوش جان کنید.


[ جمعه بیست و ششم دی 1393 ] [ 17:43 ] [ سادات موسوی ]